ساراسارا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

سارا جون

پدر عزیزم پیشاپیش روزت مبارک

شانه‏هایت، ستون محکمی است پناهگاه امن خانه را. دست در دستانم که می‏گذاری، خون گرم آرامش، در کوچه رگ‏هایم می‏دود. در برابر توفان‏های بی‏رحم زندگی می‏ایستی؛ آن‏چنان‏که گویی هر روز از گفت‏وگوی کوهستان‏ها باز می‏آیی. لبخند پدرانه‏ات، تارهای اندوه را از هم می‏دراند. تویی که صبوری‏ات، دل‏های ناامید را سپیده‏دم امیدواری است. مرامنامه دریا را روح وسیعت به تحریر می‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏های خانه را باران می‏پاشند. آسمان همواره بوسه بر پیشانی بلندت را آرزومند است. ...
5 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سارا جون می باشد