ساراسارا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

سارا جون

زندگی

   لازم نیست برای طولانی زیستن،     به روزهای زندگی ات اضافه کنی،          تلاشت این باشد که     "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی ...   نویسنده : ؟؟ ...
3 خرداد 1391

هرگز زندگی را نمی بازم

                خندم می گیرد از تقلایت ای دنیا که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی. ای دنیای پر از سراب این را بدان: اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی، هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد. اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم. اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم. اصلا  هر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش... ولی همیشه این را بدان  من، خدا را دارم. ...
3 خرداد 1391

بخشندگی را باید از کودکان آموخت

     بخشندگی را باید از آن کودکی آموخت که هر چقدر دلگیر باشد و هر چقدر هم کینه به دل داشته باشد می بخشد، بی آنکه در چهره اش نه اثری از خشم دیده شود و نه کینه. نه کلامی و نه ملامتی، نه سرزنشی و نه زخم زبانی. هر بار که آشتی می کند ما را به کشتی خود می برد و لبخندش زندگی را معنا می بخشد. کودکان جسم کوچکی دارند ولی دل هایشان خیلی بزرگ است. مثل بزرگترها نیستند، انگار گذشت سال ها ما را بی گذشت می کند، بی رحمی را فرا می گیریم و خطاهای دیگران، هرچند کوچک باشد تا مدتها بر ذهنمان می ماند و در پس شکست هایمان همیشه انتقام نهفته است تا آسوده شویم. کاش بدانیم: فقط یک بار شانس زیستن داریم. پس عشق را همراه...
3 خرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سارا جون می باشد